گفت‌وگو با استاد آواز ایران درباره سازهای ابداعی‌اش

سال‌هاست که عود را گوش می‌کنم و حس می‌کنم آن‌چنان‌که باید، دلبسته این ساز نیستم. با این‌که همه زندگی من صداست. این شد که بر آن شدم، «باربد» این ساز بربط‌گونه را بسازم.

 

محمدرضا شجریان استاد آواز ایران، سالیان سال است که با ساز و سازسازی حشر و نشر دارد تا امروز که چند سالی می شود سازهای ابداعی او، نقل محافل استادان موسیقی و دوست داران این هنر شده است. 14 سازی که استاد بی بدیل آواز ایران بر آن ها نام سنتور در دو نوع آزمایشی و تحقیقاتی، ساغر، صراحی، کرشمه، شهر آشوب، سبو، تندر، شباهنگ شهنواز ، شهر آشوب آلتو، شاه صراحی ، بم صراحی ، ارغوان و باربد نهاده است. سازهایی که در عین شباهت صدایی به سازهایی که از آن ها الهام گرفته شده اند، رنگ صدای متفاوتی دارند و به نوعی در عین این که صدای شرقی دارند می توانند در قالب یک ساز ایرانی پاسخ گوی گروه های ارکسترال هم باشند.
 
 
این روزها شرکت فرهنگی‌هنری دل آواز به میزبانی خانه هنرمندان ایران نمایشگاهی از سازهای ابداعی استاد محمدرضا شجریان برپا کرده است. نمایشگاهی که در روز افتتاحیه، هنرمندان بسیاری را نه تنها در عرصه موسیقی بلکه از عرصه‌های دیگری چون سینما، تئاتر و هنرهای تجسمی در خود می دید.
روز آغازین رونمایی از سازهای ابداعی محمدرضا شجریان، بهانه خوبی بود تا در غروب پر هیاهوی یک شب بهاری، پیش روی او بنشینیم. رو در روی بزرگ مرد موسیقی ایران.
پس از نزدیک به چهار ساعت آمد و شد و گفت و شنود در مورد سازهای ابداعیش با اهالی موسیقی و دیگر علاقه مندان، سر زنده و پرنشاط دعوت ما را برای گفتگویی کوتاه می پذیرد.
 
استاد بی بدیل آواز ایران در این گفت و گو با ما از «باربد» می گوید، از صدای تازه، از زمانی که باید سپری شود تااین ساز‌های کم سن و سال جایی برای خود پیدا کنند و از این که آیا دگر بار ساز خواهد ساخت یا خیر.
 
وقتی از او در مورد تعریف نیاز به صدایی جدید در موسیقی اصیل ایرانی می پرسیم، با بیان مثالی،این چنین توضیح می‌دهد: آدمی، در طول زندگی خود با رنگ های متنوع و بسیاری برای استفاده های گوناگون برخورد می کند وهر اندازه که تعداد این رنگ ها بیشتر باشد، دست آن برای ارائه زیبایی ها بازتر است. حال چه در نقاشی و طراحی و یا فعالیت‌های دیگر. چهار رنگ اصلی ما زرد، قرمز، آبی و سیاه است اما در لا به لای این چهار رنگ مادر، هزاران رنگ دیگر وجود دارد و این تعدد رنگ هاست که امکان بیشتری به ما می دهد تا کارهای بهتری خلق کنیم و به طبیعت نزدیک تر شویم. حال عین این اتفاق در صدا هم رخ می دهد. سال هاست که تنها همین شش ، هفت ساز است که در موسیقی ما وجود دارد و این تعداد برای موسیقی ارکسترال کشور ما کم است هرچند که در تک نوازی هر کدام از این سازها دنیای خودشان را دارند و برای خود می توانند یک سمفونی باشند.
 
محمدرضا شجریان با بیان این که موسیقی کشور ما به جز تک نوازی، نیازمند گروه‌ها و ارکسترهای بزرگ نیز هست، در این‌باره، ادامه می دهد: مردم ما دوست دارند که ارکستر بزرگ داشته باشیم که متاسفانه نداریم. وقتی هم که از سازهای غربی مثل ویلن و یا خانواده آن استفاده می کنیم، یک عده گله‌مند می‌شوند که سازهای خودمان چی شد؟ و در واقع تعصب دارند که از سازهای خودمان استفاده شود. سازهایی نظیر ویلن، پیانو و از این دست، جایگاه خود را دارند و ما نیز از آنها استفاده می کنیم ولی موسیقی خودمان ساز سنتی که در قالب یک موسیقی ارکسترال و کلاسیک قرار بگیرد را ندارد که من می خواهم جای خالی آن ها را پر کنم.
او در مورد موارد نیاز موسیقی کشورمان به این سازهای تازه متولد شده می گوید: باید رنگ‌های گوناگون صدا را داشته باشیم تا امکانات ارکستری ما ارتقاء پیدا کند و مورد دیگر این که ما صداهای دوبل باس، نظیر کنترباس را در بین سازهایمان نداریم و از این نظر موسیقی ما فقیر است. از همین رو من تصمیم گرفتم سازهایی نزدیک به سازهای کلاسیک غربی و البته با فضا و صدایی شرقی درست کنم، چرا که زیبا نیست ما مثلا در کنار کمانچه، کنترباس غربی را قرار دهیم و چه بهتر است که به جای آن از صراحی استفاده کنیم، سازی که هم ظاهر و هم صدای آن شرقی تر است در عین این که می‌توانیم همان امکانات موسیقی کلاسیک را در ایران با آن داشته باشیم. البته این مهم بستگی به نوازنده ها، رهبران ارکسترها، آهنگسازان و تنظیم کنندگان قطعه ها دارد که این سازها را بشناسند و بتوانند از آن ها استفاده کنند.
 
ابداع کننده سازهای یاد شده، معتقد است که این سازها، زمان می برد تا بین اهالی موسیقی جایی برای خود پیدا کنند و ادامه می دهد: امروزه همگان با تار، سه تار، کمانچه و سازهایی از این دست ارتباط برقرار کرده اند چه آن که سال هاست در کنار مردمند و نواخته می شوند. بنابراین، سازهای ابداعی جدید هم باید مورد استفاده اهالی موسیقی و نوازنده ها در عرصه های گوناگون موسیقایی قرار گیرند تا به مرور زمان مردم به این سازها نیز عادت کنند.
 
شجریان در این باره تاکید می کند: ما نیز باید، تا مورد استفاده قرار گرفتن این سازها در بین گروه‌های مختلف صبور باشیم. هرچند که ممکن است نسل همراه من و جلوتر از من با این سازها ارتباط برقرار نکنند والبته که ما هم این توقع را نداریم اما در آینده به طور حتم از آنها بیشتر استفاده خواهد شد.
 
از محمدرضا شجریان در مورد ساز «باربد» پرسیدیم، سازی که بیش از یک هفته نیست در زمره سازهای ابداعی او قرار گرفته است که در این‌باره با تبسمی بر لب، این چنین توضیح می دهد: سال هاست که عود را گوش می کنم و حس می کنم، آنچنان که باید و شاید نمی توانم به این ساز دلبستگی پیدا کنم با همه این که زندگی من صداست. هم در ضبط ها ما را اذیت می کند و هم این که در تک نوازی آنچنان نمی تواند نظر من را جلب کند. این شد که من تصمیم گرفتم، سازی نزدیک به این ساز درست کنم تا عود نواز یک رنگ صدای دیگر هم بشنود.
 
استاد بی بدیل آواز ایران که در طول نمایشگاه با اشتیاق بیشتری نسبت به دیگر سازهادر مورداین ساز صحبت می کرد در گفت و گو با ما، این ساز جدید بربط گونه را، خواهر عود می‌خواند. چرا که دسته همان دسته است با همان سیم‌ها و فواصل عود و تنها شکل بدنه آن با عود فرق می کند و برای صفحه و زیرکاسته آن نیز از پوست استفاده شده است که همین وجه تمایزات سبب می شود، باربد، رنگ صدایی متفاوت نسبت به عود پیدا کند.
 
شجریان در مورد صدای باربد، ویژگی‌های آن و همچنین عمده تفاوتش با بربط، این چنین می گوید: خیلی سعی و دقت کردم که وقتی با باربد آکورد می گیریم، مثل عود، فالش نخواند و خوشبختانه همین طور هم شد و باربد خیلی ژوست و درست می خواند. تهمورس پورناظری که با آن می‌نواخت، خیلی با این ساز راحت بود و می گفت: من هرکاری که بخواهم، می توانم با این ساز انجام دهم.
 
این خواننده ممتاز کشورمان با اشاره به این که، باربد در واقع همان عود است اما با رنگ صدایی متفاوت، می افزاید: امکانات این ساز برای نوازنده بیشتر است تا بتواند احساسات خود را بر روی آن پیاده کند و خوشبختانه آن طور که می‌خواستم، این ساز انتظاراتم را برآورده کرده است.
 
از او که روزهای پر مشغله بسیاری را پشت سر گذاشته و پیش رو هم خواهد داشت، می‌پرسیم که آیا باز هم ساز خواهد ساخت، که این چنین پاسخ می دهد: به هر حال من بیکار نمی نشینم و قاعدتا این کار را می کنم ولی خب به طبع روی این سازها باید بیشتر کار کنم. روی پوست آن‌ها، خرکشان و سیم آن ها تا بتوانم کیفیت صدای آن ها را بالاتر ببرم و آن ها را به سمت و سویی، سوق دهم که بیش از این‌ها من را راضی کنند.
 
شجریان در این باره می افزاید: ساز، درست مثل فرزند آدم می‌ماند، هرچه فرزند زیاد داشته باشیم اما نتوانیم تربیت کنیم که فایده‌ای ندارد. ساز هم که ساخته می شود به مانند فرزندی می ماند که تازه متولد شده است و باید آن را تربیت کنیم، با آن بنوازیم، اشکالاتش را بررسی کنیم، تغییرات در آن ایجاد کنیم تا به یک استانداردی برسد.
 
شجریان در پایان تاکید می کند : هدف اولم کار بر روی این سازهاست اما ممکن هم هست که یک روزی، یک ساز دیگری بسازم.

 

لینک مطلب:

 

http://www.nay.ir/default.aspx?page=newsViewDetail&newId=2831

/ 0 نظر / 15 بازدید