دارابی: موسیقی محلی ایران در تیررس سارقان هنر قرار دارد

محمدرضا دارابی خواننده ترانه‌های محلی کرمانشاهی با اشاره به این که موسیقی محلی ایران در تیررس سارقان هنری قرار دارند، گفت: برای دفاع از حریم آثار موسیقایی محلی ایران، جز مسئولان، خود هنرمندان موسیقی می‌توانند در حفظ اصالت‌های این موسیقی نقش داشته باشند.


 کرمانشاه به عنوان بزرگترین شهر کردنشین و مرکزیت غرب کشور زادگاه هنرمندان و بزرگانی در عرصه فرهنگ و هنر بوده که نامشان در تاریخ این مرز و بوم با افتخار به ثبت رسیده است.
محمدرضا دارابی،خواننده خوش صدا و پیشکسوت کرمانشاهی که سالهای سال است در وادی موسیقی محلی فعالیتی مستمر داشته و دارداز جمله منادیان فرهنگ و هنر دیار کرمانشاهان محسوب می‌شود که مناطق کردنشین غرب ایران با ترانه‌های زیبای این هنرمند با گویش کردی کلهری کرمانشاهی به خوبی آشنا هستند.



او می‌گوید: «برای دفاع از حریم اصالت های آثار موسیقی محلی ایران که قدمت برخی از آنها شاید به دهها سال برسد، می‌توان به نقش دو گروه در این میان اشاره کرد. گروه اول مسئولان مربوطه هستند که نباید اجازه دهند آثاری که اصالتا محلی بوده اما به فارسی برگردانده شده در جامعه منتشر شود و حتی باید با افرادی که به چنین سرقت‌هایی دست می‌زنند، برخورد شود. اما گروه دوم خود هنرمندان موسیقی هستند که می‌توانند و باید نقش مهمی در حفظ اصالت‌های موسیقی محلی و مقامی داشته باشند...»



آثار ارزشمندی همچون گلاره، شور شیرین، سورمه خیال، رقص پروانه و... از جمله آلبوم های زیبا و ماندگار محمدرضا دارابی است که همگی با گویش اصیل کرمانشاهی اجرا شده و به نوعی با خاطرات مردمان آن دیار عجین شده است.



وی متولد سال 1330 است و از 18 سالگی فعالیت موسیقایی خود را با رادیو و تلویزیون کرمانشاه آغاز کرد و ردیف‌های موسیقی را نزد محمود بلوری فرا گرفت و در طول فعالیت‌های هنری خود از رهنمودهای هنرمندانی همچون محمدرضا شجریان، حاتم عسگری و شادروان مجتبی میرزاده بهره‌مند شد.



او همکاری رسمی خود را با ارکستر فرهنگ و هنر کرمانشاه به سرپرستی استاد کیخسرو پورناظری ادامه داد و در سال 1367 در جشنواره موسیقی فجر در بخش سنتی موفق به دریافت دیپلم افتخار شد.



دارابی در سال 1370 به تهران عزیمت نمود و فعالیت‌های هنری خود را به طور مستمر با گروه‌های هنری و صداوسیما ادامه داد که این همکاری همچنان نیز ادامه دارد.



ترانه‌های زیبای محلی کرمانشاهی که با صدای دارابی اجرا و از صداوسیمای مراکز کرمانشاه و کردستان پخش می‌شود در خاطره مردم آن دیار بسیار جذاب و خاطره انگیز است.
دارابی اهل مصاحبه و مطرح شدن در سطح رسانه ها نیست و به همین علت تاکنون گفتگویی مطبوعاتی و رسانه‌ای از این هنرمند در رسانه‌ها منتشر نشده است.با این حال پیشنهاد ما را برای انجام گفتگویی دوستانه پذیرفت و در یک روز پاییزی به دیدارش رفتیم.
آنچه که می‌خوانید ماحصل گفتگوی سه ساعته ما با این هنرمند کرمانشاهی است.

** جناب آقای دارابی ،در چه سالی و چگونه فعالیت هنری خود را رسما آغاز کردید؟



- به نام خدا، در سال 1348 بود که تلویزیون کرمانشاه افتتاح شد و برنامه ای پخش می شد به نام زنگ تفریح که در آنجا گاهی اوقات غزل هایی به تقلید از ایرج – حسین خواجه امیری – می خواندم و این کارها تقریبا غیر رسمی بود تا اینکه در سال 1352 در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی در کرمانشاه به سرپرستی مسعود زنگنه فعالیت موسیقایی خود را ادامه دادم و آهنگ معروف "ما گوشه نشینان خرابات الستیم " را اجرا کردم که بارها از صداوسیمای محلی و سراسری پخش شد و مورد استقبال قرار گرفت.پس از آن به دعوت اداره فرهنگ و هنر آن زمان با ارکستر آن مرکز به سرپرستی استاد کیخسرو پورناظری همکاری خود را آغاز کردم و پس از آن تا سالهای بعد از انقلاب نیز همکاری خود را با صداوسیما و گروه های هنری کرمانشاه ادامه دادم.

**در زمان جنگ تحمیلی کرمانشاه یکی از کانون های مهم خط مقدم جبهه بود و آثار فراوانی محلی در صدا و سیمای کرمانشاه تولید و پخش شد که به یاد دارم چند اثر زیبای محلی با صدای شما در همان زمانها از رادیو و تلویزیون کرمانشاه پخش شد، در این باره قدری توضیح دهید.



- کار کردن در شرایط جنگی بسیار دشوار است. در زمان جنگ تحمیلی کرمانشاه به دلیل موقعیت خاص جنگی زیر بمباران و موشک باران دشمن بعثی قرار گرفت و به همین علت ضبط کارهای موسیقایی در صداوسیمای مرکز کرمانشاه بسیار سخت بود و اضطراب های خاص خود را داشت. اما با این حال هنرمندان آن زمان در مرکز کرمانشاه با عشق و علاقه خاصی به ساختن آهنگ های فاخر و حماسی در گویش های فارسی و کردی می‌پرداختند. بنده هم در آن زمان و بنا بر حسب و ظیفه ملی و میهنی چند آهنگ کردی کرمانشاهی را اجرا کردم از جمله آنها آهنگ کردی "قسم ایران " با شعری از شاعر خوب کرمانشاهی آقای محمدرضا فتاحی بود که بارها از صداوسیمای مرکز کرمانشاه پخش شد.



کارهای متفرقه زیادی هم در مرکز کرمانشاه اجرا و ضبط کردیم که هر کدام به مناسبت‌های خاصی پخش شدند مثل آهنگ‌هایی به مناسبت میلاد حضرت علی (ع) یا اعیاد مبعث یا غدیرخم و...



گرچه متاسفانه در سال‌های دفاع مقدس صداوسیمای مرکز کرمانشاه ارکستر مشخصی نداشت و بچه‌ها بنا بر عشق و علاقه شخصی با هم همکاری می‌کردند و آثار زیبایی را اجرا می‌نمودند اما بعدها با تلاش هنرمندان صداوسیما ارکستر مرکز کرمانشاه به سرپرستی هنرمند پیشکسوت کرمانشاهی آقای خلیل چاله چاله دایر شد و توسط این گروه آهنگ‌های کردی و فارسی فراوانی اجرا و پخش شد که آن آثار زیبا و خاطره انگیز هنوز هم در آرشیو صدا و سیمای مرکز کرمانشاه موجود است و امیدوارم شرکت سروش بتواند این آثار را منتشر کند تا جوانان امروزی بتوانند با فرهنگ موسیقایی زمان جنگ آشنا شوند و بدانند که در آن شرایط خاص جنگی هنرمندان صداوسیمای مرکز کرمانشاه چه آثاری را و با چه کیفیتی تولید و پخش می‌کردند.

**با همین ارکستر صداوسیما در جشنواره موسیقی فجر هم شرکت می‌کردید؟



- بله،اصولا یکی از انگیزه های اصلی مسئولان وقت صداوسیمای مرکز کرمانشاه برای تشکیل این ارکستر شرکت در جشنواره موسیقی فجر بود که برای اولین دهه انقلاب اسلامی این ارکستر رسما فعال شد و آهنگی فارسی به نام "قافله سالار " از ساخته های مسعود رضا خزعلی که از هنرمندان خوش ذوق آن دیار است را خواندم و در سال 1367 در جشنواره موسیقی فجر به عنوان خواننده مطرح موفق به دریافت دیپلم افتخار شدم.

**آقای دارابی! مردم کُرد زبان شما را به عنوان خواننده ترانه‌های محلی کرمانشاهی می‌شناسند، چگونه شد که به اجرای آثار کردی کلهری یا همان کرمانشاهی پرداختید؟



- به سئوال خوبی اشاره کردید. بنده در سال 1370 به تهران آمدم و تصمیم گرفتم آهنگ ها و ترانه های اصیل و قدیمی محلی کرمانشاهی را که کم کم داشت از خاطره‌ها پاک می‌شد، بازسازی و اجرا کنم که اغلب این آثار با اشعار پر محتوا همراه بود و اصولا کرمانشاهیان قدیم با این آثار خاطره‌های فراوانی داشتند. از همین رو اولین آلبوم را به نام "گلاره " در همان سال ارایه کردم که به لطف خداوند مهربان مورد استقبال مردم قرار گرفت. در ارایه این کارها هم تمام سعی خود را معطوف به این امر کردم که این آثار را با گویش خالص کرمانشاهی بخوانم.پس از آن آلبوم‌های دیگری از جمله شور شیرین، سرمه خیال، رقص پروانه و... را اجرا کردم که اغلب با تنظیم هنرمندانه زنده یاد سهیل ایوانی و شادروان استاد مجتبی میرزاده همراه بود و البته کنسرت‌های متعددی هم در داخل و خارج کشور به همراه گروه‌های مختلف هنری اجرا کردم.

**در سال‌های اخیر شاهد این پدیده نوظهور در عرصه موسیقی سنتی کشورمان بودیم که برخی‌ها آهنگ‌های کردی را با اشعار فارسی تنظیم کرده و با صدای خوانندگان موسیقی سنتی اجرا و منتشر می‌کنند. شما به عنوان یک خواننده محلی چه نظری درباره این قبیل کارها دارید؟



- آهنگ‌های کردی و خصوصا کرمانشاهی از شور و حرکت خاصی برخوردار است و تم‌های زیبا و جذابی دارند، به همین علت مورد توجه نیز قرار می‌گیرند اما متاسفانه برخی از هنرمندان با تغییر دادن اشعار آن از کردی به فارسی، این آهنگ‌ها را در اختیار برخی خوانندگان قرار می‌دهند که به نظر من، در وهله اول این کار یک سرقت هنری محسوب می‌شود و در وهله دوم اصالت اولیه آن آهنگ را از بین می‌برد. در این میان آقای علیرضا افتخاری بیش از سایر خوانندگان آهنگ‌های کردی را به فارسی خوانده‌اند. مثلا آهنگ بسیار زیبا و معروف کرمانشاهی به نام "حریر حریره " را به فارسی تغییر داده و با این شعر "از نگاه یاران به یاران ندا می‌رسد " با صدای یکی از خوانندگان اجرا و پخش شده است. متاسفانه وقتی هم انتقاد می‌کنیم و می‌گوییم این کارها سرقت هنری به حساب می‌آید و آن شعر فارسی اصلا به این آهنگ نمی‌خورد، بلکه آهنگ کردی را هم از اصالت اولیه می‌اندازد، گوش کسی بدهکار نیست. البته این نوع سرقت موسیقایی فقط مختص آهنگ‌های کردی کرمانشاهی نیست بلکه حتی دیده شده بسیاری از آهنگ‌های گیلکی یا ترکی را هم به فارسی برگردانده‌اند.

** اما سهم آهنگ‌های کردی کرمانشاهی در این سرقت‌ها بیشتر بوده و بیشتر از سایر مناطق مورد دستبرد برخی‌ها قرار گرفته است، علت این موضوع را در چه می‌بینید؟



- بله کاملا صحیح است. در میان موسیقی‌های محلی و مقامی ایران، موسیقی کردی و خصوصا کرمانشاهی بسیار متنوع، شاد و پرتحرک است و در تمامی دستگاه‌های موسیقی و با وسعت زیادی قابلیت اجرا بر روی سازهای مختلف ایرانی و حتی غیر ایرانی دارد که این قابلیت در برخی موسیقی های مقامی ایران وجود ندارد. به عنوان مثال موسیقی لری بیشتر در ماهور اجرا می شود یا موسیقی خراسان شمالی فقط بر روی ساز تنبور خراسانی قابلیت اجرا دارد آن هم در دستگاه‌های محدودی، ولی موسیقی کردی کرمانشاهی سوای تنوع و رنگ‌آمیزی‌های شاد و جذابیت‌های منحصر به فردش،در کل دستگاه‌ها و گوشه‌های موسیقی سنتی ایران قابلیت اجرا دارد و بر روی تمامی سازها می‌توان این آهنگ‌ها را نواخت و هیچگونه محدودیتی در آن وجود ندارد و از همه مهم‌تر به دلیل همین تنوع فوق‌العاده شنونده هم لذت خاصی از این نوع موسیقی می‌برد، که این عوامل را می‌توان از جمله دلایل به سرقت رفتن آهنگ‌های کردی کلهری کرمانشاهی توسط سارقان عرصه موسیقی عنوان کرد.

**در مقابله با این سرقت‌ها چه باید کرد؟



- برای دفاع از حریم اصالت‌های آثار موسیقی محلی ایران که قدمت برخی از آنها شاید به ده‌ها سال برسد، می‌توان به نقش دو گروه در این میان اشاره کرد. گروه اول مسئولان مربوطه هستند که نباید اجازه دهند آثاری که اصالتا محلی بوده اما به فارسی برگردانده شده در جامعه منتشر شود و حتی باید با افرادی که به چنین سرقت هایی دست می زنند برخورد شود. اما گروه دوم خود هنرمندان موسیقی هستند که نباید به چنین سرقت‌هایی دامن بزنند. یعنی خود هنرمندان موسیقی می‌توانند و باید نقش مهمی در حفظ اصالت‌های موسیقی مقامی ایران داشته باشند و نه تنها خود مروج چنین اقدام زشت و غیرهنری نباشند بلکه با سارقان این آهنگ ها هم مقابله کنند. اما متاسفانه شاید چنین کاری در عمل قابل اجرا نباشد، چرا که از یک طرف وزارت ارشاد به راحتی به این آثار مجوز تولید و انتشار می‌دهد و صدا و سیما نیز بدون هیچگونه مانعی این آثار را از رادیو و تلویزیون پخش می‌کند.

**در سال‌های بعد از جنگ تحمیلی در مراسم شادی و عروسی مناطق کردنشین غرب ایران سازهای محلی همچون سرنا،دوزله، دف یا دهل که بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی مردم بود جای خود را به سازهای غربی همچون ارگ یا گیتار داده است.شما به عنوان یک هنرمند پیشکسوت کرمانشاهی این تغییر و تحول از سنت به مدرنیته را در عرصه موسیقی محلی ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟



- متاسفانه این موضوعی که اشاره کردید یک اتفاق ناخوشایند است که در دهه های اخیر در مراسم شادی و عروسی مردم مناطق کردنشین ایران دیده می شود و دیگر از سازهای اصیل محلی خبری نیست و شاید هم راهکاری برای برخورد با این پدیده ناخوشایند فعلا وجود ندارد و در واقع این را باید از ضرر و زیان های حرکت به سمت دنیای مدرنیته دانست که آلوده شدن جامعه به آن و فراموش نمودن اصالت های چندین و چند هزار ساله خود اجتناب ناپذیر است. اما به عقیده من مهم‌ترین راهکار مقابله با این سیل ویرانگر موج مدرنیته آگاه کردن افکار عمومی نسبت به داشته های اصیل و ارزشی فرهنگ غنی خودمان است. به بیان دیگر باید گفت در عصر رایانه و دنیای فن‌آوری‌های تکنولوژیکی شما نمی‌توانید با پدیده‌های نوظهور عصر مدرنیته مبارزه کنید بلکه بیداری و هوشیاری مردم می‌تواند از میزان زیان‌ها و تخریب‌های این موج مدرنیته در عرصه فرهنگ ، هنر و اصالت‌ها و ارزش‌های اصیل و ریشه‌دار بکاهد، چون وقتی که فرد یا افرادی سنت‌ها و اصالت‌ها و ارزش‌های جامعه خود را بشناسند می‌توانند در پاسداری از آن بکوشند، که در این میان رسانه‌ها نقش مهمی در حفظ ارزش‌ها، سنت‌ها، باورها و عقاید جامعه بر عهده دارند.

**تفاوت موسیقی پاپ کُردی که این روزها بسیار رواج پیدا کرده و خوانندگان متعددی در این زمینه فعالیت می‌کنند با موسیقی اصیل کُردی در چیست و اصولا شما این دو مقوله را چگونه می‌بینید؟



- همچنان که موسیقی سنتی ایران شنوندگان خاص خود را دارد، موسیقی اصیل کردی هم شنوندگان خاصی دارد. موسیقی پاپ کردی هم در ردیف آثار مصرفی است و اصولا هیچ‌گونه جایگاه ارزشی در جامعه ندارد و قطعا مهر ماندگاری تاریخ را هم نخواهند خورد. شما ببینید در همین چندین سال اخیر که این موسیقی‌ها رواج پیدا کرده آثار فاخر و ماندگاری از این نوع سبک موسیقی شنیده نشده، چون موسیقی مقامی ریشه در اصالت‌های چندین هزار ساله مردم دارد و به مراتب اثرگذاری آن هم بیشتر است لذا ماندگاری آن هم به مراتب بیشتر از موسیقی بی‌هویتی به نام پاپ است.

** آقای دارابی به نظر شما چرا موسیقی ایرانی بیشتر در انحصار کُردهاست و معمولا بسیاری از بزرگان موسیقی سنتی ایران کُرد هستند؟



- خب دلایل مختلفی دارد از جمله شرایط زیست محیطی مناطق کردنشین ایران و عجین بودن موسیقی در زندگی روزمره مردمان کُرد در طی سالیان متمادی، موسیقی کردی در واقع موسیقی شادی، بزمی، رزمی و عزاداری است. یعنی شما همه این موارد را در موسیقی محلی کردی می‌توانید پیدا کنید. به عنوان مثال برای جشن تولد کودک و عروسی موسیقی‌های خاصی وجود دارد، برای لحظه عبادت آهنگ‌های ویژه‌ای وجود دارد، برای هنگام جنگ نیز موسیقی رزمی داریم و یا هنگام فوت عزیزان آهنگ "چمری " – چه می‌بری؟ - در هنگام تشیع جنازه و دفن اموات خوانده و اجرا می‌شود و از طرفی هم غنی بودن موسیقی مناطق کردنشین سبب گردیده تا استعدادهای فراوانی در زمینه موسیقی در مناطق کردنشین رشد پیدا کند و به همین علت است که در حال حاضر می‌توان گفت موسیقی ایرانی در انحصار کُردهاست و بیشتر موزیسین‌های ایرانی کُرد هستند.

** به عنوان سئوال آخر، آیا کار جدیدی در دست تولید یا انتشار دارید؟



- با گروه هفتاد نفره کوبان در حال تهیه آثاری از کارهای کُردی کرمانشاهی هستم که به شکل کنسرت و کاست در آینده‌ای نزدیک ارایه خواهد شد.


لینک مطلب:


http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8908140557



منبع : فارس
/ 0 نظر / 36 بازدید